محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4267

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نضر بن خزيمه در محلهء بنى عبس . گاهى به نزد بنى غبر . پس از آن از پيش بنى غبر به خانهء معاوية بن اسحاق انصارى رفت كه در اقصاى ميدان سالم سلولى بود ، و به نزد بنى نهد و بنى تغلب كه به نزد مسجد بنى هلال بود . گويد : ببود و همچنان با ياران خويش بيعت مىكرد . بيعتى كه با كسان مىكرد چنين بود : « ما شما را به كتاب خداى مىخوانيم و سنت پيمبر او ، صلى الله عليه و سلم ، و نبرد با ستمگران و دفاع از ضعيفان و عطاى محرومان و تقسيم غنيمت ميان صاحبانش به مساوات و رد مظالم و باز آوردن سپاهيان دير مانده و يارى اهل بيت در مقابل مخالفانى كه حق ما را نشناخته‌اند ، آيا بر اين بيعت مىكنيد ؟ » و چون مىگفتند آرى دست خويش را بر دست وى مىنهاد ، سپس مىگفت : « به عهد و پيمان و حرمت خدا و حرمت پيمبر ، تعهد مىكنى كه به بيعت من وفا كنى و با دشمنم نبرد كنى و آشكار و نهان ، نيكخواه من باشى ؟ » و چون مىگفت : « بله » دست به دست وى مىنهاد و مىگفت : « خدايا شاهد باش » گويد : بدينسان ده و چند ماه گذرانيد و چون قيام وى نزديك شد به ياران خويش دستور آمادگى و تهيهء لوازم داد ، هر كه مىخواست وفا كند و با وى قيام كند ، آماده مىشد و كارش در ميان كسان شيوع يافت . در اين سال نصر بن سيار دو بار به غزاى ما وراء النهر رفت و چون به غزاى سوم رفت كورصول را بكشت . سخن از غزاى سوم نصر بن سيار در ما وراء النهر و كشتن كورصول على به نقل از مشايخ خويش گويد : نصر از بلخ به غزاى ما وراء النهر رفت از سمت باب الحديد ، آنگاه سوى مرو بازگشت و براى كسان سخن كرد و گفت : « بدانيد كه بهرامسيس بخشندهء گبران بود كه چيزشان مىداد و از آنها دفاع مىكرد